اسلامپ بتن باتوضیحات و ضمائم کارگاهی:

بتن ترکیبی ازمصالح سنگی، سیمان، آب و در صورت نیاز یکسری مواد مضاف هست.

اسلامپ آزمایشیاست که با انجام دادن آن می توانیم به مقدار روان بودن بتن، ( شل بودن یا سفت بودنآن ) پی ببریم. که این عمل توانایی پیش بینی وضعیت کسب مقاومت بتن را تا حدی برای سیستمنظارت پروژه مقدور می نماید.

شرح آزمایش اسلامپ:

الف وسایلمورد نیاز:

-دستگاه نمونهگیری اسلامپ:

 

شامل:

یک سینی فلزی بهابعاد (40*40) یا (50*50) که محل قرار گرفت یک پایه (میلگرد) در آن تعبیه شده باشد.

یک مخروط فلزیبه ارتفاع 30 سانتیمتر، که قطر قائده پائین آن 30 سانتیمتر و قطر قائده بالای آن10 سانتیمتر می باشد و دو عدد دستگیره در دو طرف آن تعبیه شده است.

-میلگردی (به عنوانپایه سنجش ارتفاع بتن) به طول تقریبا 35 سانتیمتر که در یک سر آن خطکشی به عرض 5 سانتقرار دارد، به طوری که پس از قرار گرفتن این میلگرد در محل خود بر روی سینی، ارتفاعمابین سینی تا زیر خط کش 30 سانتیمتر (برابر ارتفاع مخروط) باشد.

-یک عدد میلگردساده به طول 40 الی 50 سانت که برای متراکم کردن بتن داخل مخروط بکار می رود.

-وسیله سنجش ارتفاع،- ترجیحا یک عدد متر کوچک -.

ب روش آزمایش:

 

در کارگاه ها بههنگام بتن ریزی قسمت های مختلف سازه، آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک بر اساس اُردر صادرشده از طرف پیمانکار - (که در پروژه های خاص و بزرگ بایستی به تائید دستگاه نظارت کارگاهنیز رسیده باشد) نسبت به اخذ یک یا چند نمونه بتناز محل بتن ریزی اقدام می نماید که در هر بار نمونه گیری از مراحل بتن ریزی بایستیآزمایش اسلامپ انجام شود و نتیجه آن در گزارش آزمایش ذکر گردد.

تعداد دفعات نمونهگیری از هر قسمت از سازه با توجه به حجمبتن ریزی در نشریه 101 سازمان برنامه و بودجهذکر گردیده است.

به عنوان مثال:

در بتن ریزی فونداسیونبایستی به ازاء هر 50 الی 100 متر مکعب بتن با تشخیص نظارت مقیم یک سری نمونه گیریاز بتن به عمل آید.

در بتن ریزی ستونها بایستی از هر 50 متر مکعب بتن ریزی یک نمونه بتن اخذ شود.

در بتن ریزی دالها بایستی از هر 30 متر مکعب بتن ریزی یک نمونه بتن اخذ شود.

نکته: زمان و مکاناخذ نمونه از بتن با توجه به حساسیت مکانی بتن ریزی و یا شکل ظاهری بتن به تشخیص کارشناسآزمایشگاه و یا نظارت مقیم پروژه خواهد بود.

 

بر روی مقدار بتنیکه برای نمونه برداری از مجموعه بتن موجود در پایکار جدا نموده ایم - قبل از انجامنمونه برداری بایستی آزمایش اسلامپ صورت گیرد.

برای این منظورابتدا مخروط اسلامپ را بر روی سینی مربوط و در محل خود مستقر می نمائیم.

با وسیله ای مناسب ترجیحایک بیل دستی کوچک که عرض آن از 10 سانت کمتر باشد تا براحتی بتوان بتن را از محل قائدهبالای مخروط به داخل آن ریخت اقدام به پر کردنمخروط می نمائیم.

این عمل بایستیدر سه مرحله انجام گیرد که در هر مرحله یک سوم از ارتفاع مخروط را که برابر 10 سانتمی باشد با بتن پر نموده و نسبت به ویبره یا متراکم کردن بتن با میله مخصوص اقدام میگردد.

روش تراکم بتنبه این صورت می باشد که در هر مرحله از سه مرحله فوق بایستی 25 بار میله تراکم را درداخل بتن فرو ببریم که این عمل به صورت دایره وار و از بیرون دایره به سمت داخل تا محلمرکز دایره - صورت می پذیرد.

نکته مهم:

در مرحله اول بایستیعمق فرو رفتن میله تراکم در داخل بتن به اندازه عمق بتن و تا کف باشد، اما در دو مرحلهبعد بایستی به جهت حصول پیوستگی در بین دو لایه به اندازه تقریبی 3 الی 5 سانت میلهتراکم را در داخل لایه زیرین فرو برده و بدین ترتیب نسبت به نواخت 25 ضربه به شرحفوق اقدام نمائیم.

پس از اتمام سهمرحله فوق و پر شدن مخروط با یک خط کش فلزی و یا هر نوع وسیله ممکن سطح بتن را صافنموده تا با لبه قائده بالایی در یک تراز قرار گیرد.

پس از این مرحلهاز دستگیره های جانبی مخروط گرفته، چفت و بست مخروط به سینی را باز می کنیم و به آرامی، با سرعتی ملایم و ثابت، بدور از هر نوع عجله، به صورت قائم مخروط را از روی بتن برمی داریم.

چسبندگی بین بتنو جداره داخلی مخروط باعث خواهد شد تا مخروط در هنگام بالا آمدن از یک طرف تمایل بهچسبیدن به بدنه بتن و سر خوردن روی آن و بالا آمدن را داشته باشد که این مساله در نتیجهآزمایش و عدم حصول نتیجه دقیق و واقعی تاثیر گذار خواهد بود.

اپراتور آزمایشگاهبایستی با دقت و قدرت دستان خود سعی در قائم بالا آوردن مخروط داشته باشد تا از بروزاین مشکل جلوگیری بعمل آید.

پس از برداشتنمخروط، بتن مقداری افت خواهد کرد، پایه میله ای که به سر آن یک خط کش وصل است را چرخاندهو دقیقا بر روی بتن قرار می دهیم تا ارتفاع ریزش بتن را بسنجیم.

با متر کوچکی کهدر اختیار داریم ارتفاع مابین سطح بالای بتن تا زیر خط کش فلزی را اندازه می گیریم.عدد بدست آمده به عنوان عدد اسلامپ شناخته می شود.

نکته مهم: بعداز ریزش نمودن، اکثر اوقات مشاهده می شود که این ریزش به صورت مایل اتفاق می افتد،در این صورت به جهت سنجش ارتفاع ریزش بتن، حد وسط بالاترین و پائین ترین نقطه از سطحبتن ملاک عمل سنجش خواهد بود.

میزان آب موجوددر بتن عامل اصلی روانی (اسلامپ کم یا پائین) یا سفتی (اسلامپ بالا) در بتن می باشد.

این نکته را نبایدفراموش نمائیم که هرقدر مقدار آب در داخل بتن کمتر باشد، البته تا حدی که سبب سفتیبیش از حد بتن نشود و مانعی بر سر راه ویبره نمودن صحیح و اصولی بتن نباشد، مقاومتفشاری حاصله بتن بیشتر خواهد بود.

برای بتن ریزیدر محل هایی که تراکم آرماتور زیاد بوده (مثلا در ستون ها و پایه های پل های بزرگ باتراکم آرماتور بالا و اشکال هندسی خاص) و یا امکان ویبره نمودن بتن محدود و یا غیرممکن می باشد (به عنوان مثال در بتن ریزی شمعها) بایستی از بتن روان استفاده نمود،اما اشکالی که در اینجا وارد است این است که استفاده زیاد از آب سبب افزایش نسبت آببه سیمان در بتن و در نهایت کاهش مقاومت حاصله می گردد. توضیح دیگر بر این واقعیت اینکه؛وجود مقدار زیاد آب در داخل بتن باعث می شود تا پس از گرفتن بتن و خشک شدن آن، تبخیرو جذب آب موجود باعث ایجاد خلل و فرج بیش از حد نیاز در داخل بتن شده که این خود درنهایت موجب ضعف مقاومت فشاری بتن خواهد بود.

به همین دلیل امروزهدر مواردی که استفاده بتن روان (با اسلامپ پائین) ضرورت داشته باشد، می توان از موادمضافی که خاصیت روان کنندگی دارند بهره برد.

 برای بتن های سازه ای در ایده آل ترین میزان اسلامپ،عدد 4 یا 5 است، در این حالت بتن هم ویبره خور مناسبی دارد و هم روند کسب مقاومت آن صرفنظراز سایر فاکتورهای موثر در مقاومت نهایی بتن بسیارمطلوب و ایده آل می باشد.

این عدد چنانچهتا سقف 8 یا 9 بالا بیاید، چنانچه مصالح سنگی ریزدانه بتن از ارزش ماسه ای بالایی برخوردارباشد، و همچنین از سیمان مناسبی استفاده شود، چندان محل اشکال نبوده و در نهایت نتیجهمورد نیاز بدست خواهد آمد.

برای بتن ریزیشمع های عمیق از اسلامپ 15 بهره می برند.

چنانچه میزان اسلامپحوالی عدد، 17 یا 18 و پائینتر باشد، یعنی بعد از برداشتن مخروط بتن به اصطلاح وا برود،به آن اسلامپ ریزشی اتلاق می شود.